|

البته ما میگيم کامران ولی اسمش در اصل کمرونه! که يک اسم خارجيه و هيچ ربطی به اسم فارسی نداره. کمرون کارتيو اسم مستعاريه که برای خودش انتخاب کرده و ديگه منهم زياد فضولی نکردم که ببينم اسم واقعيش چيه؟
روی صحنه کمرون با دو رقصنده زن روی صحنه خوند و مردم البته اکثرا جوونترها با آهنگهاش همصدا میشدن بخصوص سه تا آهنگ "ايرونیام" ، "حنا" و "نای نی نای". بعد از اينکه صحنه رو ترک کرد دوباره مردم دست زدن و برگشت و آهنگ "حنا" رو دوباره اجرا کرد البته جای " خالد" خواننده الجزايری درکنار کمرون خالی بود.
پايين صحنه کمرون بچه آروميه و خيلی لبخند مشخصی داره، اول لب پايينش میخنده و بعد
چشمهاش. معلومه که زندگی پر فشاری داره چون هم روی بازوش برچسب نيکوتين (برای ترک سيگار) زده بود و هم چند پکی هم به سيگار میزد!
ويديوهای حرفهای کمرون و توليد حرفهای آهنگهاش بين ايرانیها خوب جا باز کرده، البته ناگفته نماند که کلام آهنگهاش برای ايرانیها ضعيف جلوه میکنه. ولی هدف کمرون بازار خارجيه و بنظر مياد که نگران موفقيتش دراين بازاره!
اينو میشه از تاخير در بيرون اومدن آلبومش و بازسازی بعضی از ويديوهاش (مثل "حنا") تشخيص داد. دليلش اينه که کمرون با شرکت سونی قرار داد بسته که خيلیها آرزو به دلش هستن و بايد سنگ تموم بذاره وگرنه! اوخ اوخ.

پشت صحنه پشت صحنه عدهای اتاق کمرون رو غرق
دود سيگار کرده بودن! جوری که ديگه نمیشد نفس کشيد. ما هم با دوربين و با ميکروفن رفتيم به جنگ کمرون و داستان پشت آهنگهاش. بعد از دو تا سرفه :
درود کمرون، مردم خيلی باهات روی صحنه کيف کردن. آره من هم خيلی از اجرا برای ايرانیها لذت میبرم. از اينکه آهنگهام بين اين بچهها گرفته خيلی خوشحالم. و میديدم که آهنگهامو با من زمزمه میکنن.
(اينجا من يک خرابکاری کردم!)
کمرون اين اولين کنسرتت برای ايرانیها بود؟ نه بابا، اولين کنسرت من يکسال پيش بود در سوئد.
وقتی که کارتو شروع کردی، حتی يک زبون فرضی هم بوجود آورده بودی؟ آره، يه بار اين کارو کردم و همون يه بار بس بود. الان ولی فقط فارسی میخونم.
(بهزاد: حتما موقع اجرای زنده کلماتش يادش میرفته!)

نکته از مادر عروس: آرش (بروبرو) و کمرون دوست دوران دبستان هستن هر دو در سوئد بزرگ شدن و جالبه که هر دوشون اين سبک زبان فارسی ساده و موسيقی پاپ غربی رو راه انداختن.
ولی چرا فارسی؟ الان عربی مده، هم زبونش هم ريتمش! الان تو موسيقی روز خارجی مهم نيست که کلام چيه و مردم بيشتر به ريتم و صدا توجه میکنن.
اتفاقا هم تو و هم آرش جزو اون نهضت "ما ايرانی هستيم و فقط فارسی میخونيم" هستين! و جالبه که به زبون سوئدی و انگليسی هم نمیخونين و حسابی سمج بازی در آوردين! دمتون گرم.
( اينجا کمرون فکر کرد من قاطی کردم و نمیدونم که بقيه مصاحبه رو چطوری میتونم ادامه بدم! خوشبختانه خودش مصاحبه رو نجات داد و يکجوری اين حرف منو به يکی از آهنگهاش که بين
جوونای ايرانی تو سالن کنسرت کلن طرفدار داشت، هدايت کرد) آهنگ "ايرونی ام" رو هم برای همين تو آلبومم ضبط کردم. میخواستم بقيه متوجه بشن که يک پسر ايرانی تونسته بين خارجیها گل کنه. بنابراين اين الگوئی میشه برای خيلیهای ديگه که اگه من به اينجا رسيدم اونها هم توانائیشو دارن. خيلی حساسيت داشتم که اين آهنگ تو آلبومم باشه چون ممکنه اين آلبوم اول و آخرم باشه.
تو آهنگهات هلهله و ولوله هم میکنی ولی خوب به سبک خارجی پسند، مثل نا نا نای يا تو آهنگ "بارون" میگی : يائی يائی يه. آره اين کلمهها در ذهن شنونده خارجی بيشتز ثبت میشه و خوششون میياد و در ضمن می تونه آنا احساس رو نشون بده و آدم رو شاد کنه. ولی ديگه همه چيزو استفاده نمیکنم. دقت میکنم چی بگم.
بارون
ويديوی بارون با اينکه خيلی ساده است ولی خيلی سريع حس رو انتقال
میده و تا حدی آدم رو نگران میکنه يا میبره تو فکر. اينه که حدس زدم يک کاسهای زير نيم کاسه اين آهنگه! اين بارون درباره زندگی خودمه و سختیهايی که کشيدم. منظورم از اين آهنگ اينه که زندگی هميشه تابستون نيست و پاييز هم داره.

(اينجا ويديوی بارون رو جلوی چشمتون تصور کنين و بعد از ده ثانيه برين سر خط بعد)
وقتی که کمرون گفت "بارون" درباره زندگی خصوصيشه منهم فوری فرصت طلبی کردم و شيرجه رفتم تو سوالات تکراری و لازم، که مال کجائی؟ من در تهران بدنيا آمدم و وقتی که ۸ سالم بود با خانوادهام آمدم سوئد. اينجا درس خوندم و بزرگ شدم. برادر بزرگم (الک کارتيو که الان ويديوی پاپ میسازه)
اهل موسيقی بود و دائما جلو دست و پام ارگ و گيتار و ساز بود. من هم خيلی جلب موسيقی شدم و از طريق برادرم رفتم تو کار موسيقی. اصلا خانوادهام اهل موسيقی و هنر نيستن و فقط ما دو تا برادر، افتاديم تو اين راه.
اينجا ما داشتيم فيلمبرداری هم میکرديم که انشالله تا اين مقاله تموم بشه ويديوش هم حاضر میشه، ولی يکدفعه برق اتاق قطع شد! چند ثانيه تاريکی مطلق بود تا کاشف به عمل اومد که يکی از خانمهايی که تو اتاق بود به کليد برق تکيه داده و چراغها رو خاموش کرده. شايد اين زياد مهم جلوه نکنه ولی اين اتفاق باعث شد که من سوال بعديم يادم بره! بنابراين از معروفترين آهنگهاش حرف زديم. آهنگ "حنا" درباره دختريه که عاشق و دلباخته خالد بوده (خواننده عرب مقيم فرانسه) و من و مدير برنامههام سينا، اين آهنگ رو برای خالد ساختيم و چيز خيلی خوبی هم شد.
الان هم از سفر کوبا ميام، اونجا ويديوی "حنا" رو دوباره ضبط کرديم. سه برابر ويديوی قبلی خرجش کرديم و اميدواريم که
امسال تابستون اروپا رو بترکونه.
اين آهنگ "نی نا نای" هم خيلی باحاله، اين اسم کسيه يا چيزيه؟ توجيب جا میگيره؟ خوردنيه ؟ ... بهزاد بيدار شو!
در اين حالت من متوجه شدم که رفته بودم تو عالم هپروت، و کمرون منو بهوش آورد! اين نی نا نای يکجور شادمانيه و مربوط به دورهای از زندگی من میشه که خيلی خوش بودم.

بعدش چی شد؟ شاد تر شدم.
پس دوست دختر داری؟ نه!
راست میگی اين هم يکجور خوشبختيه! پس ليلی کيه (اسم يکی از آهنگهاش)؟ همينجوری اين اسمو انتخاب کردم.
پس سندی کيه (اسم يکی از آهنگهاش)؟
اينجا کمرون جوابی نداد! علتش هم واضحه اين
سوالی بود که الان يادم افتاد که چرا ازش نپرسيدم!
اينجا روبوسی کرديم و بهش قول دادم که بزودی يکجور سوال جواب بين خودش و شما که دارين اين مقاله رو میخونين راه بندازم.
در ضمن آلبوم کمرون بيرون اومد و چيز باحاليه. |